الگوی کاری ما

شرکت مسکن ایرانیان، ناظر بر بستۀ «تولید انبوه مسکن محلی در بافت‌های فرسوده و ناکارآمد» و منطبق بر الگویی متفاوت از نوسازی و بهسازی بافت‌های فرسوده و ناکارآمدِ شهری، عملیات نوسازی مناطق شهری را در ابعاد یک برنامۀ «بازآفرینی» طراحی کرده است. این طراحی مبتنی بر منطقِ «حداکثرسازی مشارکت مردم در توجه به یکدیگر از طریق شناسایی و حل مسئله» دارای ویژگی‌های خاص خود است که در ادامه به برخی اشاره می‌شود.

 شرکت مسکن ایرانیان «مشارکتِ» مردم و همۀ گروه‌های ذی‌نفوذ و ذی‌مدخل در سطوح مختلف و به‌ویژه در سطح محله‌ها را رکن اصلی عملیات خود قرار داده است. «اعتماد عمومی» که ضامن تقویت انگیزۀ مشارکت از سوی عناصر دخیل در امر نوسازی است، به‌وسیلۀ تأمین عادلانۀ منافع مردم و توزیع  عواید به‌دست‌آمده از گام‌های اولیۀ اجرای طرح و مشاهدۀ این خروجی از سوی مخاطبان، به شکلی فزاینده افزایش می‌یابد. در طی این عملیات با روشِ «انبوه‌سازی محلی» در بافت‌های شهری (نه در خارج از محدودۀ شهر) به‌جای افزایش مقیاس ساخت در ارتفاع، تعداد زیادی از پروژه‌های ساخت مسکن در یک محدودۀ جغرافیاییِ محلیِ مشخص، به‌طور پراکنده اما هم‌زمان تحت مدیریت سازمان توسعه‌گر[1] اجرا می‌شوند. «قابلیت تکثیر درون‌زا» و عدم وابستگی معنی‌دار طرح به نیروهای تزریقیِ بیرونی که ضامن تداوم و قائم‌به‌خود بودنِ عملیات نوسازی است به‌طور اصلی بر عهدۀ سازوکار «معاوضه» نهاده شده که شامل مبادلۀ واحدهای مسکونی پیش‌تر ساخته‌شده با املاک فرسوده است تا از این طریق به‌طور فزاینده میدانی جدید برای عملیات نوسازی حاصل شود. طرح نوسازی شرکت مسکن ایرانیان دارای رویکردی محله‌محور است، حفظ بافت و منظر محلی (غیر از مواردی که در اثر شدت فرسودگی و بی‌نظمی شریانی نیاز به «بازانتظام زمین[2]» وجود دارد) و تلاش حداکثری جهت حفظ جمعیت و عدم‌تغییر جدی در ترکیب ساکنان محله، ریشه در همین رویکرد دارد. یکی از اصول ناظر بر عملیات اجراییِ احیا و نوسازی بافت‌های فرسوده از حیث فرهنگی، تناسب محل سکونت با مبانی ارزشی و ملی است، ازاین‌رو اصل معماری و استفاده از مؤلفه‌های بصری اسلامی-ایرانی به نحو گسترده‌ای در دستور کار قرار دارد. ساخت بنای مقاوم در برابر زلزله و تبعیت از معیارها و اصول مهندسی که خلأ آن در رویۀ جاری نوسازی به‌شدت مشهود است از دیگر ویژگی‌های لاینفک الگوی مطلوب عملیاتیِ طرح است. رویکرد توسعۀ متوازن خدمات شهری از طریق درنظرگرفتن سهمی اختصاصی از زمین‌های به‌دست‌آمده برای سرانه‌های عمومی مانند فضاهای سبز، ورزشی، فرهنگی و مواردی از این دست، از جمله مزایای منفعت‌افزای طرح نوسازی محسوب می‌شود. چنین سهمی در صورت همکاری نهادهای مرتبط می‌تواند تحول ویژه‌ای را در میزان سرانه‌های عمومیِ گسترۀ عملیاتی طرح رقم بزند.

روند احیا و نوسازی مناطق فرسوده و ناکارآمد شهری در الگوی کاری شرکت مسکن ایرانیان که در مقیاسی وسیع آغاز می‌شود، پس از تثبیت و قوام‌یابی الگو و فرآیندها می‌تواند بر اساس منطق تکثیر سلولی با گسترش فعالیت به مناطق دیگر شهر ادامه یابد. اهمیت این مرحله در این است که در صورت توفیق آن، می‌توان گام‌های بزرگ‌تر بعدی در امر نوسازی را با سرعت و کارایی بیش‌تر برداشت.



[1] . سازمان توسعه‌گر که یک اصطلاح نهادیِ ویژه و ضروری در الگوی توسعۀ تعالی‌بخش است، به‌عنوان «عاملیت» اصلی توسعه، بسترسازی نهادی و رفتاری برای توسعۀ تعالی‌بخش را از طریق شناسایی مسائل توسعه‌ای و فرآهم‌آوری سازوکارهای لازم جهت رفع آن‌ها مبتنی بر اصل «مشارکت» در سطح جامعه امکان‌پذیر می‌کند.

[2] . نظم‌بخشیِ مجدد زمین به‌طوری‌که شکل زمین و مالکیت در نقشه‌ها و اسناد ثبتی به‌صورت جدید و متفاوت با گذشته تعریف شود.